پایگاه اطلاع رسانی سردارشهیدموسی عمویی
سردارشهیدموسی عمویی سردارشهیدموسی عمویی سردارشهیدموسی عمویی سردارشهیدموسی عمویی سردارشهیدموسی عمویی
پایگاه اطلاع رسانی سردارشهید موسی عمویی وسطی کلا: رهبر معظم انقلاب با تسلط به روایات معصومین (ع) در موقعیتهای مختلف انگشتری با نگین خاص بر دست می کنند. نقش نگین تصویر ذیل، « یا علی بن ابیطالب » است. 

30 آبان 1390 :: 20:46

پایگاه اطلاع رسانی سردار شهید موسی عموئی : تجدید میثاق بسیجیان با امام ‌راحل(ره)

 

29 آبان 1390 :: 16:08

پایگاه اطلاع رسانی سردار شهید موسی عمویی وسطی کلا: ابن عباس می گوید: شبى با عمر در راهى می رفتیم. عمر آیه اى را قرائت کرد که در آن از على بن ابى طالب علیه السلام یاد شده بود، و سپس گفت: سوگند به خدا! اى اولاد عبدالمطلب به طوز قطع على علیه السلام در میان شما سزاواتر به خلافت بود از من و ابوبکر. من با خود گفتم: خدا مرا نبخشد اگر که از ولایت على علیه السلام دورى کنم. سپس به عمر گفتم: چگونه این سخن را می گویى در حالى که تو و ابوبکر، خلافت را از او سلب کردید. عمر مدتى ساکت شد و سپس گفت: به خدا قسم ما آنچه را که کردیم از روى عدالت نبود بلکه ما ترسیدیم که عرب به سبب جنگ هائى که على علیه السلام کرده و کسانى را که کشته، تن به خلافت او ندهند.

ابن عباس گوید: خواستم در پاسخ او بگویم که رسول خدا او را به مهمترین میدانهاى جنگ می فرستاد و او با شجاعت می جنگید و بزرگان آنها را در هم می شکست و زبون می ساخت و پیامبر در آن مأموریت ها على علیه السلام را کوچک نمى شمرد، مع الوصف تو و ابوبکر او را کوچک می شمارید؟

سپس عمر گفت: آنچه که شده است گذشته ولى به خدا قسم ما در هیچ امرى بدون على علیه السلام تصمیم نمى گیریم و هیچ کارى را بدون اذن او انجام نمى دهیم.

همچنین روزی "طارق بن شهاب کتابى" در مجلس عمر بن خطاب حاضر شد.
عمر مدتى ساکت شد و سپس گفت: به خدا قسم ما آنچه را که کردیم از روى عدالت نبود بلکه ما ترسیدیم که عرب به سبب جنگ هائى که على علیه السلام کرده و کسانى را که کشته، تن به خلافت او ندهند

در آن جلسه رو به حضار کرده و گفت: اگر این آیه مبارکه «الیوم الکملت لکم دینکم» درباره ما نازل شده بود، ما این روز را عید می گرفتیم.

این سخن او را تمام حاضرین من جمله عمر تأیید کردند و این در حالى است که پیامبر صلّى الله علیه وآله وسلّم فرمود: روز غدیر خم برترین عیدهاى امت من است و این همان روزى است که خداى تعالى مرا امر فرمود که برادرم على ابن ابى طالب علیه السلام را به عنوان جانشین خود برگزینم. 

منبع: داستانهای الغدیر، تجلی امیرمومنان علی علیه السلام؛ سیدرضا باقریان موحد؛ به نقل از الغدیر، ج ۲، صص ۱۹۶ و ۳۷۰

26 آبان 1390 :: 23:48

پایگاه اطلاع رسانی سردارشهید موسی عمویی وسطی کلا : این روزها مصادف است با سالروز ازاد سازی سوسنگرد . به همین مناسبت پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری ناگفته هایی از چگونگی ازاد سازی آن بیان نموده است . 

 

آزادسازی سوسنگرد از جمله موفقیت‌های اثرگذار جنگ تحمیلی به‌شمار می‌رود که ضربه‌ سنگینی به برنامه‌های ارتش عراق زد. به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، آزادسازی سوسنگرد از جمله موفقیت‌های اثرگذار جنگ تحمیلی به‌شمار می‌رود که ضربه‌ سنگینی به برنامه‌های ارتش عراق زد. متن زیر از امیر سرلشگر سلیمی، فرمانده‌ سابق ارتش جمهوری اسلامی ایران که آن زمان ریاست ستاد جنگ‌های نامنظم را برعهده داشت، از روزهای حساس منتهی به آزادسازی سوسنگرد و نقش حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این پیروزی می‌گوید:

* این‌ها فرشته‌اند!

بیست‌و‌دوم آبان ‌ماه سال 1359، ستوان اخوان به من زنگ زد و گفت: ما سخت در زیر آتش دشمن هستیم؛ محاصره لحظه‌ به ‌لحظه بیشتر تنگ می‌شود و از همه‌ مهم‌تر، آذوقه‌ی ما هم تمام شده است. خواستم اول شرایط فعلی سوسنگرد را به شما بگویم و بعد هم در این بی‌آذوقه‌ای بگویم که تمام مغازه‌های سوسنگرد باز است ولی صاحبان آنها رفته‌اند. من نمی‌دانم اجازه دارم که بروم از این مغازه‌ها یک‌ مقدار بیسکویت و مواد غذایی بردارم یا نه. شما از حضرت آقا سؤال کنید که تکلیف من چیست؟ حضرت آقا برای اقامه‌ی نماز جمعه در تهران تشریف داشتند. به ستوان اخوان گفتم: از کجا تلفن می‌کنی؟ دیروز که سوسنگرد بمب‌باران شد؟ گفت: مقداری سیم گیر آوردم و از این تیرهای چوبی که برای تلفن بود، بالا رفتم و این را وصل کردم، موقتاً دارم صحبت می‌کنم. شما بگویید که تکلیف من چیست؟(1)

حضرت آقا در آن ‌روزی که با بنی‌صدر صحبت می‌کردند، می‌فرمودند: «باید به فکر این‌ها [نیروهای مستقر در سوسنگرد] باشیم، این‌ها فرشته هستند. ضرر شهادت این‌ها برای ما به‌مراتب بیشتر از سقوط سوسنگرد است، چون بالاخره ما سوسنگرد را از چنگ این خبیث‌های بعثی بیرون می‌کشیم، اما اگر آنها شهید شدند، ما چه‌کار کنیم؟»

من صبح جمعه، بیست‌‌و‌سوم آبان تلفن را برداشتم و با حضرت آقا تماس گرفتم. گزارش این افسر را به عرض حضرت آقا رساندم. به ایشان عرض کردم: آن قولی که بنی‌صدر به شما داده بود و از سرهنگ قاسمی قول گرفته بودید که برای سوسنگرد تلاش‌هایی کنند و گشایشی به وجود بیاورند و فشار را از روی مردم بردارند، بنی‌صدر این اجازه را به سرهنگ قاسمی نمی‌هد. آن قولی که بنی‌صدر به شما داد، عمل نشده است. این مطلب را به عرض حضرت آقا رساندم. ایشان ابتدا به منزل حضرت‌ امام رحمة‌الله‌علیه تشریف ‌بردند و گزارش جنگ را به عرض ایشان ‌رساندند. از آن‌جا هم به شورای ‌عالی ‌دفاع رفتند و همین مطالب را در شورای‌‌ عالی دفاع مطرح فرمودند. بنی‌صدر در آن جلسه گفته بود که من دنبال کار هستم، پیگیری می‌کنم و شما نگران نباشید. وقتی ما این را شنیدیم، خیلی خوشحال شدیم.

روز بیست‌و‌چهارم گذشت. صبح روز بیست‌‌و‌پنجم، حضرت آقا به اهواز تشریف آوردند و به ستاد آمدند. من گزارشی را به عرض ایشان رساندم و گفتم: وضع این‌طور است. بنی‌صدر به قول خود عمل نکرده است. این هم که در شورای‌ عالی دفاع به شما گفته که من اقدام می‌کنم، در این چهل‌و‌هشت ساعت، من آثار و قرائنی از اقدام ندیده‌ام. اگر قرار است تیپ یا یگانی جابه‌جا شود، قرائن‌ آن مشهود است. ما از حرکت دشمن در جبهه می‌فهمیم که استعداد آن چقدر است، ترکیب آن چیست، چه کاری می‌خواهد بکند. برآورد وضعیت می‌کنیم. من آثاری در این چهل‌و‌هشت ساعت از این کار ندیدم.



ادامه مطلب ...
26 آبان 1390 :: 23:42

پایگاه اطلاع رسانی سردار شهید موسی عمویی وسطی کلا : دوست بزرگواری ، روایت زیر را از سردار مهربانی ها ، شهید عمویی ، برای ما ارسال کرده اند ، باتشکر فراوان از حسن نظر و محبت کاربر گرامی با نام مستعار " سردار ایثارگر " ، این روایت را عیناً منتشر می نماییم :   

سال 1364 در «کوه قلقله» مستقر بودیم که به سردار شهید «عمویی» خبردادند خانواده ایشان از قائم شهر تماس گرفته و گفته حال دخترشان خوب نیست، ایشان خودشان را به قائم شهر برسانند؛ اما سردار عمویی هیچ توجهی نکرد تا این که چند بار دیگر نیز تماس گرفتند؛ لذا ایشان با اصرار رفقا راهی قائم شهر شد.

دو - سه روزی از رفتن شهید عمویی نگذشته بود که دوباره ایشان را در منطقه دیدم. خدمت ایشان رسیدم و گفتم: «شما چرا آمدید؟ مگر فرزندتان مریض نبود؟».

شهید عمویی مثل این که هیچ مصیبتی ندیده باشد گفت: «چرا، اتفاقا بیماری شدیدی هم داشت و براثر همین بیماری به رحمت خدا رفت». من که خیلی از شنیدن این خبر ناراحت شده بودم، دوباره گفتم: «فرزندتان از دنیا رفته و دوباره به جبهه آمدید؛ چرا در شهر نماندید تا چند روز بگذرد؟».

ایشان در جواب گفت: «خب فرزندم مریض بود و پیش خدا رفت، حالا چه علتی دارد که من از بچه ها دور باشم. من مسؤول این بچه های رزمنده هستم و باید در کنار آنها باشم و از آنها مواظبت کنم». 


واقعاً سردار شهید موسی عمویی، سردار ایثارگر و باگذشتی بود که به خاطر رزمندگان، از خود و خانواده اش می گذشت.(266)

راوی: محمد قلی زاده

21 آبان 1390 :: 23:51

بسم رب الشهداء و الصدیقین   

   

همچنین از روستائیان عزیز و شهید پرور وسطی کلا سپاسگزارم که همیشه در صحنه بوده اید ، انشاالله تا آخر در صحنه خواهید بود ، از همه شما معذرت می خواهم که بعلت حضور دائم در جبهه ها ، نتوانستم به عمران و آبادانی بپردازم . 

امید است خادم و خائن را از هم تشخیص داده و به خادمین کمک  نموده ، تا روزی انگشت حسرت به دندان نگذارید که چرا بیراهه رفتیم !  

 

ادامه دارد...  

18 آبان 1390 :: 15:52

پایگاه اطلاع رسانی سردار شهید عموئی وسطی کلا : "این مرد زیر باران آمد" عنوان مستندی است که به زندگی مسن‌ترین جانباز کشور پرداخته است.

به گزارش مهر، "این مرد زیر باران آمد" عنوان مستندی 30 دقیقه‌ای است که در آن زندگی جانباز 45 درصد حسین محمودی مسن‌ترین جانباز کشورکه در سن 93 سالگی از ناحیه پای راست مجروح شده و هم اکنون 118سال دارد، روایت شده است.


مراحل پیش تولید این مستند از مردادماه امسال آغاز و تصویربرداری آن در روستای کندر از توابع شهرستان منوجان استان کرمان محل زندگی این پیر ایثارگر انجام شده و هم اکنون نیز در مرحله مونتاژ است.  

 

سردار مازندران - سردار قائمشهر - شهیدعموئی - وسطی کلا

18 آبان 1390 :: 13:39
   1      2       3    >>


به وبسایت سردار شهید موسی عمویی وسطی کلایی خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
هرگونه کپی برداری از مطالب این سایت با ذکر منبع(وب سایت اطلاع رسانی سردارشهیدموسی عمویی) بلامانع است