پایگاه اطلاع رسانی سردارشهیدموسی عمویی
سردارشهیدموسی عمویی سردارشهیدموسی عمویی سردارشهیدموسی عمویی سردارشهیدموسی عمویی سردارشهیدموسی عمویی

بسم رب الشهداء و الصدیقین    

خیلی از حرف های گفتنی بصورت اسرار ناگفتنی در دل داشتم که در خاک پنهان می نمایم . بعضی از قوم و خویش ، نه قوم بودند و نه خویش ، بعضی از دوستان نادوست ، که با نزدیک نشان دادن خود نسبت به من و چسباندن عکس یه سینه ها و یا در محیط کار و خانه ها و سایر حرکت های اینچنینی مخالف با فکر  و روح من بوده و غیرقابل بخشودنی است . اگر هیچکس نداند ، خدا میداند ، پس از خدا حجاب کنید و ندامت را برای خدا انجام دهید نه برای بشر عاجز . اعمالی که برای خدا انجام گیرد ارزشمند است . هرکس حرکاتش مخالف اسلام باشد، خود مخالف من است ، ابراز دوستی چنین فردی با من و خانواده ام بی معنا و بی مفهوم است . پس کمی درباره خود فکر کنید که چقدر با امت حقیقی رسول خدا ( ص ) فاصله دارید . آیا رسول خدا (ص) به اعمال چنین امتی راضی است ؟!

امید است به خود آئید و اعمال خود را اصلاح فرمائید . دوستی و دشمنی ، خنده و گریه  ، ......  باید برای خدا باشد . دنیا را به دنیاداران و سیاستمداران موذی و انسان های به ظاهر آراسته به ایمان و جاهلانه به دین ، واگذاشته و خود تسلیم مقدرات الهی میشوم .

خدایا ، مارا از ادامه دهندگان راه امام امت ، خمینی کبیر(ره) و شهداء قرار بده ... آمین

"والسلام علیکم و رحمت الله"  

"موسی عموئی وسطی کلائی"

 11 - 10 - 1370         

  

 نصار ارواح طیبه شهدای گرانقدر اسلام،خاصه شیر مرد مازندران،فرمانده ی مقتدر ، عمویی دلیر ،  صلواتی بر محمد و آل محمد

6 دی 1390 :: 15:28

بسم رب الشهداء و الصدیقین   

   

همچنین از روستائیان عزیز و شهید پرور وسطی کلا سپاسگزارم که همیشه در صحنه بوده اید ، انشاالله تا آخر در صحنه خواهید بود ، از همه شما معذرت می خواهم که بعلت حضور دائم در جبهه ها ، نتوانستم به عمران و آبادانی بپردازم . 

امید است خادم و خائن را از هم تشخیص داده و به خادمین کمک  نموده ، تا روزی انگشت حسرت به دندان نگذارید که چرا بیراهه رفتیم !  

 

ادامه دارد...  

18 آبان 1390 :: 15:52

بسم رب الشهداء و الصدیقین  

  

 

به مادر و خواهر و برادرم ، شما باید الگو و نمونه باشید . گرچه نتوانستم نسبت به شما وظیفه فرزندی و برادری را بجا آورم ، از خداوند طلب آمرزش خواسته و از شما می خواهم مرا عفو نمایید  . مادر عزیزم ، تو باید افتخار کنی که دو فرزندت را در راه انقلاب اسلامی هدیه کرده ای ، امید است مورد قبول درگاه احدیت واقع شود و شما هرگز از طعنه های دشمن ، دل آزرده و غمگین نباشید . برخود ببالید ، شما جزء زنانی هستید که اسلام بر شما افتخار می کند ، امید است با صبر خود ، درس عبرتی برای دیگران باشید و خداوند را به عزتش قسم میدهم  که شما را از زنان بهشتی قرار دهد ، شما را به خدا سپرده و برای همیشه از شما جدا میشوم .

در ضمن ، ای پدر عزیزم و ای مادر گرامی ام ، جناب آقای قهرمان بازیار و خانم پور حسینی ، شما بحق ، برای من زحمت کشیدید و اگر من نمی توانستم برای شما فرزند و داماد خوبی باشم ، از شما پوزش می طلبم ، امید است با فرزند و برادر شهیدت محشور شوم تا همگی شافی شما در قیامت گردیم ، من میدانم که دو زخم بسیار بزرگی بر دل دارید ، ولی بدانید مرحم گذار این زخم امام زمان(عج) و فاطمه زهرا(س) می باشند و امید است ، درس پایداری و مقاومت به ملت شهیدپرور بیاموزید ، شمارا به خدای بزرگ می سپارم و خود به خیل کاروان شهیدان می پیوندم. 

  

 

ادامه دارد... 


وسطی کلا ، وسطی کلا ، قائمشهر ، قائم شهر وسطی کلا ، وسطی کلا ، قائمشهر ، قائم شهر

13 آبان 1390 :: 20:31

بسم رب الشهداء و الصدیقین 

 

به فرزندان عزیز و بهتر از جانم ، جگرگوشه های من ، خود واقفم ، نتوانستم حق پدری را نسبت به شما ادا نمایم، سستی از آن من نبود ، بلکه فرزندان و جگرگوشه های این مرز و بوم ، در جبهه ها تنها بودند و می بایستی آنها را بر شما مقدم داشته و به یاری آنها بشتابم ، امید است خداوند اعمالم را در جهت رضای خودش قبول نموده و حافظ و نگهدار شما باشد .  

پسر بزرگوارم ، محمد حسین عزیزم ؛  تو باید یارو یاور مادر دلشکسته ات باشی و در مشکلات اورا یاری رسانی و برادران نازدانه ات را پدر گونه نوازش کنی تا جای خالی مرا حس نکنند ، در خاتمه با درس خواندن خود و برادرانت دل مادر غمدیده ات را خوشحال و ادامه دهنده ی راه شهدا باشید و با این اعمال روح مرا خشنود سازید . در ضمن اینرا بدانید ، اذیت کردن مادرت ، اذیت کردن روح من است ، امید است موفق باشید. 

 

ادامه دارد...

25 مهر 1390 :: 19:50

                                        بسم رب الشهداء و الصدیقین     

 به همسر گرامی و مهربانم  که فاطمه گونه در تربیت فرزندانم می کوشیدی و هم اسباب راحتی ام را فراهم می آوردی  و با دار و ندارم ساختی تا من در جبهه های حق علیه باطل راحت تر بجنگم ، با آنکه غم سنگینی بر شما وارد شده است ، برادر عزیزت ، عموی بزرگوارت و برادر شوهرت و سایر اقوام نزدیک را فدای اسلام نمودی ، خم به ابرو نیاوردی و فاطمه گونه و زینب وار یاریم نمودی ، شما تا بحال سختی های زیادی را تحمل کرده اید ، بازهم انتظار دارم که تا پایان عمرت ، فاطمه گونه و زینب گونه نسبت به یاری رساندن به اسلام و آرمان انقلاب و تربیت فرزندان از هیچ کوششی دریغ نورزی و نصیحت های شفاهی را که آویزه گوشت قرار داده بود ، بخاطر بسپاری که آنهم جهت یاری رساندن اسلام غریب و مسلمین بوده است ، شما را به خدا سپرده و خود با اعمالم در درون خاک مدفن میشوم . 

 

ادامه دارد....

 

15 شهریور 1390 :: 16:00

بسم رب الشهداء و الصدیقین  

 

دوست دارم جسدم در جبهه های حق علیه باطل مفقود الاثر باشد تا با تابش نورآفتاب و ریزش باران گناهانم عفو شود . اگر چنین نشد با مرگ طبیعی به سوی معبود رجعت نمودم، امیدوارم با دعای تشیع کنندگان، گناهانم عفو شود . و با دوستان حقیقی خود از جمله شهیدان بزرگوار، روح اللهی ها، مزدستان ها، خنکدارها، بهداشت ها، بلباسی ها محشور شوم و اگر از نام و ذکر سایر شهدای عزیز و گرانقدر خودداری گردید، بخدا قسم به خون شهید عزیزم عیسی عموئی ، خود را خجل و شرمنده می بینم و هرگز از راه آنان جدا نمی شوم و از حریم مقدس اسلام دفاع نمایم تا رضایت رسول الله را حاصل کرده باشم .

 حال وصیتی چند به همرزمانم  ، در هنگام دفن جسدم خوب به جسمم توجه نمائید ، چه اموالی را با خود به گور میبرم، شاید  با خودتان بگویید ، او چه به جا گذاشته است ، اما حسابرسان قیامت می پرسند : که او با خود چه آورده است؟ امید است  دست باز و خالی من ، درس عبرتی باشد برای شما تا فقط به مادیات اکتفا نکنید . مادیات را در جهت رسیدن و ثواب آخرت بکار گیرید . 

 

ادامه دارد....

12 تیر 1390 :: 09:48

بسم رب الشهداء و الصدیقین

"الذین امنو و هاجروا و جاهدا و و فی سبیل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجه عندالله و اولئک هم الفائزون"

آنانکه ایمان آورده اند و از وطن هجرت گزیدند و در راه خدا و مال و جانشان جهاد کردند ، آنها را نزد خدا مقامی بلند است و بالخصوص رستگاران دوعالمند  

با درود و سلام بر یگانه منجی عالم بشریت حضرت بقیة الله اعظم (روحی و ارواحناه له الفداء) ، با درود بر نائب بر حقش حضرت امام خمینی (قدس سره الشریف) و با درود و سلام بر مقام معظم رهبری ، حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (حفظ الله ) و با درود بیکران به ارواح پاک طیبه شهداء از صدر اسلام تا جنگ تحمیلی ایران و با درود و سلام بر خانواده معظم شهداء و اسراء و مفقودین و جانبازان ، معلولین جنگ تحمیلی که با ایثار خون خود نهال نوپای اسلام را تنومند کرده اند .

من همپای آنان  در سال ۱۳٥٧  در جهت انجام وظیفه و خدمت به انقلاب اسلامی به کمیته انقلاب اسلامی رفتم ، بعد از مدتی با تشکیل سپاه پاسداران به سپاه پاسداران پیوستم ، با آنکه شناخت کامل داشتم هرکس به این نهاد مقدس بپیوندد باید جانش را در طبق اخلاص بگذارد و آنرا تقدیم اسلام و راه امام بنماید، من با شناخت صحیح و عضویت در این نهاد مصمم شدم آنقدر در کوهها ، جنگلها ، دشتها ، دریاهای جنوب و غرب کشور با صدام و صدامیان ، منافقین و آمریکای جنایتکار بجنگم تا شربت شهادت بچشم و مبارزات را برای اسلام و قرآن ادامه دهم ، آنقدر با دشمنان اسلام بجنگم تا رضایت معبودم را بدست آورم ، خواه شهید شوم ، خواه بکشم ، راضی به رضای او هستم و از خداوند منان میخواهم به بنده لیاقت و شایستگی را مرحمت فرماید تا در جهت انجام وظیفه از هر نوع کوششی دریغ نورزم . 

 

ادامه دارد....

10 تیر 1390 :: 00:42
به وبسایت سردار شهید موسی عمویی وسطی کلایی خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
هرگونه کپی برداری از مطالب این سایت با ذکر منبع(وب سایت اطلاع رسانی سردارشهیدموسی عمویی) بلامانع است