پایگاه اطلاع رسانی سردارشهیدموسی عمویی
سردارشهیدموسی عمویی سردارشهیدموسی عمویی سردارشهیدموسی عمویی سردارشهیدموسی عمویی سردارشهیدموسی عمویی
پایگاه اطلاع رسانی سردار شهید موسی  عمویی:  کتاب روایت زخم از والفجر 10 و سردارشهید موسی عمویی و سردارشهید منصور کلبادی نژاد می گوید.کتاب «روایت زخم» که مجموعه‌ای از خاطرات رزمندگان مازندرانی از عملیات والفجر 10 و زندگی‌نامه سرداران شهید موسی عمویی و منصور کلبادی‌نژاد را دربر دارد  از سوی نشر شاهد  برای اولین بار در سال 92 منتشر شد.
http://s2.picofile.com/file/8260716250/16780_orig.jpg
«روایت زخم» گزیده‌ای از خاطرات «سومین جشنواره خاطره‌نویسی عملیات والفجر 10» و نوشته یاران و نزدیکان شهیدان یاد شده یا به قلم افرادی است که خاطراتی را درباره آن‌ها شنیده‌اند. تنوع نگارندگان خاطرات زاویه‌های نگاه و لحن‌های متفاوتی را درباره عملیات ولفجر 10 به نمایش گذاشته است و در واقع می‌توان گفت به نوعی چند صدایی در متن این کتاب به چشم می‌خورد.

مفید اسماعیلی‌سراجی و سیدحسین مرتضوی‌کیاسری به عنوان تدوین‌گران این اثر، پس از آوردن پیام حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به مناسبت عملیات والفجر 10، اهداف و اهمیت اجرای این عملیات را بیان کرده‌ و سپس 32خاطره درباره این عملیات آورده‌اند.

«گردان دواب»، «زن عمو آهو»، «ماست چکیده»، «اگر من را نبرید نفرینتان می کنم»، «جنایت هولناک حلبچه»،«مهم‌تر از جنایت صدام»، «دکتر رفتن و بهداری،همه دروغ بود!»، «الدخیل الخمینی»،،«از رمزهای عددی تا رمزهای رسته‌ای»، «روزنگاشت های من»، «قله پر از برف»،«8کیلومتری سید صادق»، «شهادت آقا موسی»، «باید از حضور بسیجی‌ها بترسند» و «هنوز لایق شهادت نشدم» عنوان برخی از 32 خاطره آمده در «روایت زخم» است.

قسمت دوم کتاب به مجموعه خاطرات رزمندگان اشاره دارد. در یکی از این خاطرات که راوی آن سید احمد جعفری است، در صفحه 77، می خوانیم:

"حدود ساعت 3 بعدازظهر، آسمان حلبچه به سیاهی کشیده شد. مانند رعدو برق، غرش عجیبی در آسمان پدیدار شد. انگار خورشید در زیر ابر، پنهان و تاریک شد و ابر سفیدی بر حلبچه، شروع به باریدن کرد.

آژیر خطر بمباران شیمیایی به صدا در آمد. رزمندگان با امکاناتی که همراه داشتند و با اقدامات اولیه به سمت ارتفاعات رفتند، ولی مردم بی دفاع در شهر و روستاهای اطراف، حیرت زده به هر طرفی می دویدند. خیلی از مردم غافلگیر شدند، حتی فرصت نکردند از خانه خود خارج شوند و به وطر دسته جمعی به شهادت رسیدند. شدت بمباران شیمیایی در روستاهای "انبه" به قدری زیاد بود که اکثر مردم منطقه، در اثر گازهای شیمیایی، دسته جمعی به شهادت رسیدند. صحنه دلخراشو سوزناکی بود که دل هر بیننده ای را به درد می آورد.

طبق دستور صبح زود برای یاری رساندن به مصدومان روستایی انبه روانه شدمی که در فاصله‌ی یک کیلومتری محل استقرار ما بود.

به سمت روستای انبه رفتیم. منطقه کاملاً آلوده بود. باد، مواد شیمیایی را جا به جا کرده بود. وقتی که به نزدیکی روستا رسیدیم، فاجعه دردناک کستار دسته جمعی مردم را در گودال روستا مشاهده کردیم. موقعیت روستای انبه طوری بود که اطراف روستاف ارتفاعات کوچک و بزرگ قرار داشتو همین امر باعث می شد که مواد شیمیایی  درشیارها و ارتفاع پست، ماندگار شود. مردم بی دفاع هم در اثر خفگی گاز نتوانستند از آن جا خارج شوند. گلوله‌های عمل نکرده‌ی شیمیایی در اطراف روستا به وفور نمایان بود. خلبانان هر چه گلوله داشتند در روستاها و اطراف آن ریختند.

وقتی به سمت مدرسه روستا روانه شدیم، کودکانی را دیدیم که به طور دسته جمعی، حلقه به هم زده به شهادت رسیدند.

فرزندی با دست کوچک خود سینه مادر را گرفته بود و داشت شیر می خوردف ولی مادرش به شهادت رسیده بود. این کودک  با صورت آبله زده و با دست کوچک خود به مادر چسبیده بود."

«روایت زخم» را انتشارات شاهد با همکاری کنگره بزرگداشت 10 هزار شهید استان مازندران و با شمارگان سه‌هزار نسخه، در قطع رقعی، 201 صفحه و به بهای 64‌هزار ریال روانه بازار کتاب کرده است. گفتنی است؛ علاقه مندان می توانند برای تهیه کتاب "رویات زخم" با شماره 33360751-011 تماس بگیرند.


آدرس تلگرامی سایت سردارشهیدموسی عمویی:

https://Telegram.me/sh_amoei

آدرس اینستاگرامی سایت سردارشهیدموسی عمویی:

https://www.instagram.com/shahidamoei

نسخه تلفن همراه سایت سردارشهیدموسی عمویی:


https://shahidamoei.ir/m

31 تیر 1395 :: 11:31

پایگاه اطلاع رسانی سردارشهید موسی عمویی: تصویر نایاب و خاطره انگیزی زیر مربوط به زمان جنگ تحمیلی است که سردارموسی عمویی،سردار مهدی خوش سیرت ،سرداربابایی و شردار شالیکار در کنار رزمندگان دفاع مقدس را نشان می دهد.

http://s2.picofile.com/file/8260715600/shahidamoei09222212.jpg

30 تیر 1395 :: 11:22
پایگاه اطلاع رسانی سردار شهید موسی  عمویی:  21 رمضان ؛ سالروز عروج عاشقانه ی سردار مهربانی ها ، شهید والامقام و جانباز شیمیایی ، موسی عمویی  است. شهیدی که به "شهید ماه قرآن" شهره شد چراکه سالگرد ولادت و شهادتش در ماه نزول قرآن واقع شد. سردار عمویی از فرماندهان به نام لشکر 25 کربلای  مازندران است که در این ایام نورانی و در شب شهادت مولایش علی بن ابیطالب(ع) به دیدار معبودش شتافت.  دست نوشته ای به بهانه سالگرد شهادت این سردار دلیر اسلام و تقدیم به روح بلند و ملکوتی این سرباز و جان نثار امام روح الله(ره) شده است؛
http://s7.picofile.com/file/8257858484/20SALGARD_SHAHIDAMOEI_IR.jpg

تقدیم به روح بلند و عرشی پدر مهربان و فرمانده دلیر ، سردارشهید موسی عمویی

فرمانده و سرباز دلیر روح الله! سلام و درود خداوند برتو باد!
درود بر تو باد، بر تو که هر درودی پیش رویت قد خم می کند و سر بر آستان شیداییت می نهد. این همه وسواس و اشتیاقی که این قلم لرزان برای رازگشایی با تو دارد عجیب است. گمان می کنم که حرمت قلم نیز در پیشگاه تو رنگ می بازد و بی فروغ جلوه می کند. مگر می توان با پر خیال به گفتگو با شهد نوشیده ی عشقی نشست که از پی یک قد قامت الصلاه دیدار معشوق را تکبیر گفته است؟ نه! بازهم هجمه تصورم گنجایش این حجم ایثار را ندارد و نبض قلمم نیز به سکوت می رود، چه توان کشیدن واژگان را ندارد و بس بی مایه می نماید.
اما بازهم بهانه ای دست داده تا با تویی که نمی شناسمت به سخن بنشینم. با تو که نمی دانم از کجایی و میعادگاه وصال محبوبت کجا بوده؟ خاک تف دیده ی شلمچه... بغض آبی ترک خورده اروند و کارون... فاو و مریوان... که هرجا باشد، میراث دار تو و شاهد عشق بازی تو و معبودت بوده... خوب که گوش می سپارم هنوز هم می توان آوای شعفناک پر ملائکه ای را شنید که رزم دلاورانه ات را بزمگاهی تدارک دیدند تا نماز معبودیتت را با "سلامی" به آغاز بنشینی و جاودانگی را بیاغازی.
اما من هنوز برای گره گشودن سخنم با تو، بی رمزی گره گشا مانده ام متحیر از اینکه سپیدی کاغذ چگونه یارای کشیدن نوایی را دارد که دم از سخن گفتن با تو می زند و گلگونی خونت چهره اش را شرمگین نمی سازد؟ نه! مثل اینکه دیگر مطمئن شدم که حرف زدن با تو، کار من زمینی نیست، که قلم سیاه روی و کاغذ شرمسار از سپیدیِ به غایت بی مایه و کم قدر نیز کم می آورند! تو را، ایثارت را، شیوه رندی و عاشقی ات را کم می آورند!
اما نمیخواهم که بین فاصله من و تو گم شود که می خواهم این فاصله ها کمرنگ تر شوند، حرمت خونت را پاس بدارم و سنگری از علم و حلم بر پا نهم و نبردی دیگر را با پیروزی درخشانی رقم زنم تا نشان دهم وامدار شایسته و هرچند ناچیزی برای جان عاشق تو بوده ام، از علمت سربندی بسازم و در کشاکش مبارزه با جهل و کژفهمی های زمانه، عَلَمت را بر زمین ننهم و راهت را آنگونه که در شأن توست ادامه دهم.
باز هم نوایی آشنا می آید...
کجایید ای شهیدان خدایی... بلا جویان دشت کربلایی... .

از روحت استمداد می طلبم تا یاد و راهت را همواره چراغ دار مسیرم سازد و من کم مقدار را توانی مضاعف بخشد تا ارزش هایت را تداوم بخشم.
برای ما و همه جوانان ایران ما ، دعا کنید که سخت محتاجیم ....
روحت شاد مرد بزرگ ؛ قهرمان مهربان زندگی ام ....


فرزند حقیرت؛ سیدمصطفی رضایی
21 رمضان المعظم 1437
*****
7 تیر 1395 :: 21:44

پایگاه اطلاع رسانی سردارشهید موسی عمویی: سردارموسی عمویی وسطی کلایی از فرماندهان به نام لشکر 25 کربلای مازندران است. پهلوان غیور و دلیری که در اول فروردین 1338 شمسی مصادف با 12 رمضان 1378 قمری ، در وسطی کلای قائم شهر در ولایت مازندران، آفتاب زندگی پر افتخارش طلوع کرد و در شب شهادت امیر مومنان علی بن ابیطالب(ع) و مقارن با 21 ماه مبارک رمضان و در چنین ایامی ، آفتاب زندگی اش در راه این کشور و در راه امام راحل و آرمان های انقلاب مردمی و اسلامی ایران ، غروب می کند. آری! جانباز شیمیایی، موسای دلیر  را باید شهید ماه نزول قرآن و شهید رمضان المعظم دانست که در این ماه پرفضیلت چشم بر جهان گشود و در شب نزول قرآن دیده از جهان فروبست.

در یکی از روزهای سرد و زمستانی دی ماه 1375 ، دردها و جراحات شیمیایی در بدن سردارمهربان قائمشهر ، به شدت عود میکند و قریب به یک ماه در بیمارستان قائمشهر ضعیف و نهیف می شود. مسئولین بلندپایه ی سپاه پاسداران و مقامات کشور، استان و شهرستان به بالین نیمه جان و پرجراحت عمویی دلیر ،حاضر می شوند. پزشکان ومتخصصانی از تهران و شهرهای دیگر جهت بهبود ایشان بسیج می شوند . همسر ایشان ، فرزندان ، بستگان ، آشنایان و همرزمان ازدحام پرشوری را در بیمارستان ولی عصر قائمشهر برپاکردند.سیل مشتاقان و یاران و همرزمان گرد هم آمده بودند. نزدیکان ایشان نقل میکردند: "که سردارعمویی همواره و در دفعات بی شماری که به بیمارستان می آمد ذکر و نماز و دعا را از دست نمیداد و همواره زیر لب زمزمه میکرد؛ " لاحول و لا قوة الا بالله العلى العظیم ..."
اما این بار ودر حالت اغماء ، دیگر صدایی از موسای دلیر و بی باک ، شنیده نمی شد و این  یازدهمین روز بهمن ماه 1375 هجری شمسی ، مقارن با 21 رمضان 1417 قمری و 30 ژانویه 1997 میلادی بود که پرواز ملکوتی سردار جان برکف لشکر 25 کربلای مازندران را ثبت و ضبط میکرد.
جانباز شهید شیمیایی مازندران، به آرزوی دیرینه اش که همانا وصال حضرت حق و پیوستن به کاروان یاران سفر کرده اش چون بلباسی ها ، خنکدارها، شیرسوارها ، بهداشت ها و... بود ، نائـل آمد .
پیکر پاک و پرجراحت اولین سردار جانباز شهید شیمیایی کشور را دریک روز برفی و سرد بهمن ماه وبا تشییع باشکوهی با حضور مقامات کشوری و لشکری ، با چشمان گریان خیل عظیم مردمان ولایتمدار مازندران و بعد از وداع تلخ و غم بار مردم وظیفه شناس قائمشهر در مصلای بزرگ این شهر ، در گلزار شهدای وسطی کلای قائم شهر و در جوار برادر 17 ساله اش ، جهادگر شهید عیسی عمویی و برادر خانوم جوانش، بسیجی شهید حمیدرضا بازیار  به خاک سپرده شد .
روحش شاد و راهش پر رهرو باد...


http://s7.picofile.com/file/8257844726/000100232.jpg

بیستمین سالگرد شهادت جانباز شیمیایی سرتیپ پاسدار  شهید موسی عموئی که

مصادف با لیالی نورانی قدر و شهادت مولای متقیان امام علی (ع) است را  تسلیت عرض مینماییم.

http://s7.picofile.com/file/8257845292/photo_2016_05_17_23_50_11.jpg

سردارعمویی و سردارمومنی(جانشین فعلی ناجا)

http://s6.picofile.com/file/8257855092/sh_amoei11.jpg

سرداران شهید عمویی و بلباسی

http://s7.picofile.com/file/8257855118/sh_amoei22.jpg


http://s7.picofile.com/file/8257855150/shamoei333.jpg

سردارشهید عمویی و سردارهریجی

http://s6.picofile.com/file/8257855326/sh_amoei294721.jpg


http://s6.picofile.com/file/8257855200/shamoei_0493.jpg


http://s7.picofile.com/file/8257855192/sh_amoei1496521.jpg


http://s6.picofile.com/file/8257855234/sh_amoei1219181718.jpg


http://s6.picofile.com/file/8257855242/sh_amoei19915588.jpg


http://s6.picofile.com/file/8257855250/sh_amoei14999921.jpg


http://s6.picofile.com/file/8257855300/sh_amoei159871234921.jpg


http://s7.picofile.com/file/8257855268/sh_amoei10021.jpg

سردارشهیدعمویی در آخرین روزهای حیات پرافتخارش


http://s6.picofile.com/file/8257855276/sh_amoei22221.jpg

7 تیر 1395 :: 21:43
پایگاه اطلاع رسانی سردار شهید موسی  عمویی: سردار قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شخصیتی است که به خاطر حضور فعال در جبهه‌های نبرد به خصوص در مقابله با تکفیری‌های و داعش مورد توجه قرار گرفته و از این رو سخن و یا اثری مرتبط با این فرمانده با اقبال مخاطبان روبرو خواهد شد.
کتاب «حاج قاسم» به همت علی اکبری مزدآبادی از مجموعه «یاران ناب» جستاری در خاطرات و سخنرانی‌های فرمانده نیروی قدس است که پس از انتشار در مدت کوتاهی به فروش قابل توجهی دست پیدا کرد.در ادامه بخشی از این سخنان منتشر می‌شود.
http://s7.picofile.com/file/8254674526/IMG19564832.jpg

شوخی‌هایی که شنود بی‌سیم عراق آن را گریه و مویه شنیده بود

در کانال ماهی‌گیری عراقی‌ها نزدیک به سیصد قبضه توپ داشتند و ده‌ها قبضه کاتیوشا. مجموع توپ‌های ما و آقای مرتضی قربانی به بیست قبضه نمی‌رسید؛ بیست قبضه بدون مهمات. آنجا پانصد تا تانک مقابل ما قرار داشت، ما دو تا تانک داشتیم. اگر روزی جنگ ما موشکافی شود، اینها جواب داده شود، آن چیزی که برای آینده جنگ ما، برای مردم ما الگوپذیر هست، بخش عمده‌اش این است که چطور ما با این حجم آتش‌ها مقاومت می‌کردیم.
آن‌ور عدنان خیرالله بود با سه سپاه و بیش از پانصد تا تانک توی میدان جنگ - چون زمین وسعتش دیگر اجازه نمی‌داد، و گرنه تانک خیلی بیش از این حرف‌ها بود - و سیصد چهارصد قبضه توپ که خود عدنان خیرالله در گزارشی که به صدام می‌داد، می‌گفت کاری کردم که اینها پشت بی‌سیم‌ها التجاء می‌کردند. ما توی بی‌سیم با مرتضی [قربانی] بعضی وقت‌ها با هم شوخی می‌کردیم، می‌خواندیم، دعا می‌خواندیم، سر به سر هم می‌گذاشتیم، روحیه می‌دادیم، او تصور می‌کرد که ما التماس می‌کنیم.

*سه فرمانده‌ای که نقش مربی داشتند
چند نفر در جمع ما بودند، نقش مربی داشتند. نه مربی به معنای مربی نظامی که آموزش نظامی بدهند، نه، مربی جامع‌تر از این حرف‌ها، و بدون اینها در هر جلسه‌ای که اینها نبودند، نقص بود و وقتی که بعضی‌هایشان شهید شدند، این نقص تا آخر جنگ باقی ماند. این سه نفر که نقش مربی را داشتند، «حسن باقری»، «حسین خرازی» و «احمد کاظمی» بودند.
اگر همه ما می‌نشستیم در جنگ حرف می‌زدیم، تصمیم‌گیری می‌کردیم، سکوت هر یک از این سه نفر، حتماً امکان تصمیم‌گیری را مشکل می‌کرد، حرف آخر را می‌زدند. اگر مخالفت می‌کردند با عملیاتی، حتماً یک مسئله و دلیل داشت و اگر اصرار می‌کردند، همین‌طور بود.
 ما در 10 عملیات بزرگ جنگ، یعنی عملیات «ثامن‌الائمه»، «طریق‌القدس»، «فتح‌المبین»، «بیت‌المقدس»، «بدر»، «خیبر»، «والفجر 8»، «کربلای 5»، «والفجر10»، در هر ده عملیات بزرگ جنگ، شش عملیات ناجی محورش احمد بود. در ثامن‌الائمه ایستاد تا دشمن آبادان را نگرفت. برای شکست محاصره آبادان، احمد و حسین دو محور اصلی و اساسی بودند.

*فرق همت با فرماندهان کلاسیک در جهان
یکی از ویژگی‌های جنگ ما، که نابرابری‌ها را کنار زد، ابتکاراتی بود که در صحنه دفاع مقدس اتفاق افتاد. فرق ما با ارتش‌های کلاسیک دنیا در یک کلمه بود. اگر بخواهیم فرق «حاج احمد متوسلیان»، «حاج همت»، فرماندهان گردان شهید را با یک فرمانده کلاسیک ارتش دنیا را، علاوه بر موضوعات معنوی و رفتاری بدانیم، کلمه «بیا و برو» بود. یعنی فرمانده ما در صحنه جنگ می‌ایستاد جلو و می‌گفت: «بیا»، اما فرمانده کلاسیک می‌ایستاد، عقب و می‌گفت: «برو». می‌ایستاد جلو و می‌گفت «بیا» تأثیرات زیادی داشت و فداکاری‌های بزرگی را آورد. لذا حجم شهدای فرمانده ما با هیچ جنگی قابل مقایسه نیست.
در دوران جنگ تحمیلی، 12 لشکر تازه تأسیس داشتیم. از 12 لشکر تأسیسی زمان جنگ، 7 فرمانده لشکر لشکرها شهید شدند. از لشکر 27 چهار فرمانده لشکر، پشت سر هم به شهادت رسیدند. یعنی بعد از حاج احمد متوسلیان، شهید «چراغی»، شهید همت، شهید «حاج عباس کریمی»، شهید «غلامرضا صالحی» و بعد هم رسید به حاج آقا «کوثری» که شهید زنده هستند. در فرمانده گردان‌ها نزدیک به 80 درصد شهید شدند.
اگر خط ‌شکنی و جلو ایستادن نبود، این اتفاق نمی‌افتاد. وقتی فرمانده می‌گفت بیا، نقش آن فرمانده مانند یک ملکه زنبور عسل بود. لذا تمام زنبورهای عسل دور او جمع می‌شدند.امروز شهید همت فقط اسوه و محبوب بچه‌های تهران نیست، او بیش از یک مرجع تقلید در کل کشور محبوب و مورد توجه است.

*انتقاد «حاج قاسم» به سینما و روزنامه‌ها
این عنوان «حاجی» که باب شده، من واقعاً می‌گویم که یک تحریفی دارد انجام می‌شود نسبت به جنگ ما و ما هم خودمان خوش‌مان می‌آید. می‌نشینیم نگاه می‌کنیم، گوش می‌دهیم.زمان جنگ «حاجی» نبود که، من و احمد و حسین بودیم، و اصلاً و ابداً «حاجی» نمی‌گفتند، [تکه کلام همه «برادر» بود، مثل] «برادر حسین»، «برادر قاسم». اصلاً این چیزها نبود. اصلاً «برادر»‌ هم کم کاربرد داشت و فقط اسم گفته می‌شد.
من وقتی این فیلم‌ها را نگاه می‌کنم، فکر می‌کنم که آنجا یک دکّانی است. روزنامه‌ها را می‌خوانیم، می‌بینیم پر از خاطرات دروغ، دروغ محض نسبت به شهید؛ من با شهید رفتم آنجا، من با شهید چه و چه، همه‌‌اش دروغ، چیزهایی را که آدم می‌داند که واقعیت ندارد. لذا آن فرمانده گردان را درست کردند که با عراقی‌ها در تماس بود. اصلاً یک سناریوی عجیب و غریبی. این همه ما در جنگ‌‌مان سناریو داریم، قهرمان داریم، آن وقت این طوری!
بیایند مثل فیلم‌ امام علی (ع) سرمایه‌گذاری کنند. مثلاً فرض کنید «حسن باقری» را؛ من در کنگره همین کار را کردم. کتاب‌های حسن باقری را بخوانید، حسن این نیست. حسن واقعاً مثل بهشتی بود برای جنگ و هیچ وقت هم خلاء حسن پر نشد.

*«آیت‌الله العظمی خامنه‌ای»، سرآمد همه روحانیت!
مردم! از من قبول کنید، من عضو هیچ حزب و جناحی نیستم و به هیچ طرفی جز کسی که خدمت می‌کند به اسلام و انقلاب تمایل ندارم. اما این را بدانید؛ والله! علمای شیعه را تماماً و از نزدیک می‌شناسم. الان 14 سال شغل من همین است. علمای لبنان را می‌شناسم، علمای پاکستان را می‌شناسم، علمای حوزه خلیج فارس را می‌شناسم. چه شیعه و چه سنی، والله! اشهد بالله! سرآمد همه این روحانیت، این علما از مراجع ایران و مراجع غیر ایران، این مرد بزرگ تاریخ یعنی «آیت‌الله العظمی خامنه‌ای» است.
من با خیلی از علمای شیعه مکاتبه و از نزدیک مراوده دارم و می‌شناسم آنها را، ارادت داریم. دنبال تبعیت مردم از آنها هستیم. اما اینجا کجا، آنجا کجا؟ بین ارض و سماء فاصله داریم. در حکمت این مرد، در اخلاق این مرد، در دین این مرد، در سیاست‌شناسی این مرد، در اداره حکومت این مرد، دقت کنیم و در بازی‌های سیاسی، مرزهای خودمان را تفکیک کنیم. آدم‌ها می‌آیند و می‌روند. آن چیزی که مهم است اتصال ما به ولایت است. آنچه که مهم است، حمایت ما از این نظام است.

منبع:خبرگزاری فارس
17 خرداد 1395 :: 08:53

پایگاه اطلاع رسانی سردارشهید موسی عمویی: رهبر معظم انقلاب چندی پیش و در پی پخش نماهنگ «ارغوان» از شبکه‌های مختلف تلویزونی ضمن تحسین سازندگان این اثر پیام تشکری را ابلاغ فرمودند. پیام تشکر حضرت آیت الله خامنه‌ای از سازندگان و تهیه‌کنندگان این اثر روز گذشته از سوی یکی از مسئولان دفتر معظم‌له به مدیر یکی از شبکه‌های تلویزیونی اعلام شد. نماهنگ «ارغوان» جزء جدیدترین محصولات خانه موسیقی و سرود بسیج است که درباره شهدای مدافع حرم و فرزندان آن‌هاست.
در این نماهنگ فرزند یکی از شهدای حرم در نقش فرزند شهید بازی کرده است و سایر عوامل تهیه این نماهنگ عبارتند از: نویسنده و کارگردان مهدیار عقابی، موسیقی: گروه نسیم قدر، شاعر و سرپرست گروه: سیدضیا محسنی،  آهنگساز محسن ناحی، تنظیم موسیقی: امید روشن بین، تصویربرادر: یحیی رضایی، مدیر تولید علی شمس. تهیه کننده نماهنگ ارغوان امیر پوروزیری است.


<
4 خرداد 1395 :: 21:21
پایگاه اطلاع رسانی سردارشهید موسی عمویی: بیت گرامی سردارشهید موسی عمویی ، در پیامی به مناسبت رحلت حاجیه خانم حکمت ، همسر بزرگوار سرلشگر خلبان شهید بابایی، عقاب تیز پرواز آسمان ایران اسلامی   را به بازماندگان و بیت معزز شهید بابایی  تسلیت گفتند.
http://s6.picofile.com/file/8252677326/%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%D8%B9%D9%85%D9%88%DB%8C%DB%8C.jpg

متن پیام به شرح زیر است:

بسم‌الله الرحمن الرحیم

انالله و انا الیه راجعون

خانواده معظم شهید والامقام سرلشکر خلبان عباس بابایی

سلام علیکم

باردیگر آسمان ایران اسلامی از غم جانسوز رحلت بانوی فاضله و مومنه ی این مرز و بوم ، داغدار و تب دار است که دامن پرمهر همسر بی نظیر و همراه بی بدیل و صبور روزهای سخت و ماموریت های دشوار خلبان تیز پرواز آسمان ایران، سفر آخرت در پیش گرفت تا همه بازماندگان را بر صبر و تعقل بر تقدیر و مشیت الهی بر  الطاف خفیه اش وا دارد.

خبر تاسف بار رحلت همسر بزرگوار شهید گرانقدر سرلشکر خلبان عباس بابایی ، مرحومه مغفوره حاجیه خانم صدیقه حکمت ، که عمر با برکت خویش را در سایه سار کلام وحی و حب بی حدوحصر به اهل بیت عصمت و طهارت (ع) و تربیت فرزندانی پاک و پرهیزکار سپری نمود، موجب تاثر و تالم خاطر اینجانبان گردید.

بی شک روح بلند و مطهر این بانوی متقی و مومنه در جوار رحمت الهی با ارواح طیبه ی شهدا ،بالاخص با روح عرشی همسر بزرگوار شهیدش ،محشور  ومشمول رحمت ، مغفرت و رضوان خالق متعال خواهد شد.

اینجانبان بار دیگر ،  مصیبت درگذشت این همسر فداکار ، مادر مومنه و پرهیزکار را به محضر رهبر عظیم الشان انقلاب (حفظه اله)، ملت شریف و بصیر ایران اسلامی و بیت معزز شهید والامقام ، سرلشکر خلبان بابایی تسلیت عرض نموده و ‌از درگاه حضرت احدیت ، برای بازماندگان اجر جزیل و صبر جمیل و برای آن فقیده سعیده ، غفران الهی و علو درجات مسالت می نماییم.

بیت سردار شهید موسی عمویی وسطی کلایی

سوم خرداد 1395 - شانزدهم شعبان المعظم 1437

 

                                           

 

3 خرداد 1395 :: 22:48
<<    1       2       3       4      5       ...      31    >>


به وبسایت سردار شهید موسی عمویی وسطی کلایی خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
هرگونه کپی برداری از مطالب این سایت با ذکر منبع(وب سایت اطلاع رسانی سردارشهیدموسی عمویی) بلامانع است